پسر گل مامان بابا
سلام به همه ی دوستان عزیز نی نی وبلاگی بعد از مدت ها مامان طاها وقت کرده مطلب جدید بزاره,بابایی از راه دور مرتب زنگ میزنه و میگه چرا مطلب نذاشتین,جمعه گذشته به اتفاق مادر جون اینا رفتیم عروسی ,جاتون خالی خیلی خوش گذشت فقط طاها از صدای جیغ و هورا میترسید ولی فکر کنم بهش خوش گذشت چون بیقراری نکرد ,این اولین باری بود که پسرمون توی جشن عروسی شرکت میکرد ,حیف که جای بابا جون سبز بود,ایشالا عروسی های بعدی بابایی همراهمون باشه ,این چند روزه حسابی به پسرم خوش گذشت چون مادر مهری اینا اینجان و مادر جون حسابی باهاش بازی میکنه و براش لالایی میخونه ,دیشب انتن تلویزیون خراب شده بود با عمه محبوبه رفتیم تو حیاط و کلی خندیدیم آخرش هم موفق نشدیم درستش کنیم ا...
نویسنده :
مامانی و بابا مهدی
16:22









